تبليغاتX
نوشته هایی از یک پیانیست


نوشته هایی از یک پیانیست

مادر عزیزم روزت مبارک
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:33 توسط پیانیست|

سرشار از سوالم.رو به دریا ایستاده ام و دور دست را نگاه میکنم.باد سرد می وزد.خودم را بیشتر جمع می کنم تا گرمم شود.

نور خورشید در اتاقم میتابد.من روی صندلی پیانو نشستم و زمین را نگاه میکنم.نت شانژمان که نوازنده ویولن سل اجرا می کند مرا دیوانه میکند.حالتی که ناشی از غمی عجیب است.

هر چه بگویم ...

نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت 0:14 توسط پیانیست| |

باز هم بوی خدا تمام فضای خانه را پر کرده...
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 0:49 توسط پیانیست| |

کم کم نور خورشید که از پشت ابر ها میتابید را  در لابه لای رقص برگ درختان دیدم.باد بهاری منو دیوونه میکنه.حاضرم ساعت ها بایستم و باد بهاری را بو کنم.از اعماق وجودم.بوی پروردگار رو میده.بوی گم شدن در پروردگار...
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:23 توسط پیانیست| |

خیلی سخته آدم ندونه داره کجا میره.مثل یه پر هستم که باد منو داره به همه جا میکشونه.اون هم باد بهاری.

پرورگارم رهایم مکن.ای یگانه هنرمند هستی...

نوشته شده در یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 0:9 توسط پیانیست|

امروز در میان باران پروردگار فرشتگان در خیابان **** فرود آمده بودند...
نوشته شده در چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 2:32 توسط پیانیست| |

حس پرواز در میان ابر ها.آهنگی که مینویسم و در فکر آکوردهایش هستم.باران پوست تن مرا میشوید و مرا به آسمان ها دعوت میکند.جایی که خودش آمده.جایی که چند هزار کیلومتر با سطح زمین فاصله دارد.

بارانی که نیایش می کند.پیانویی که با کلاویه هایش مستانه می رقصد.فلوتی که عاشقانه صحبت می کند و ویولنی که با آرشه اش یگانگیت را فریاد می زند...

و ابرهایی که میگویند او بخشنده ترین بخشندگان است.

نوشته شده در شنبه بیست و ششم فروردین 1391ساعت 2:39 توسط پیانیست| |

باران تمام وجودم را خیس کرده بود و من در پیاده رو مستانه راه می رفتم.صدای موومان دوم کنسرتو باخ (دوبل کنسرتو در لا مینور) در آن هوا مرا دیوانه میکرد.دیوانه ی متحرک...کفش هایم خیس شده بودند ولی برای آن ها هم مهم نبود...
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 14:34 توسط پیانیست| |

هارمونی عجیب این قطعه فوق العاده است ...

نوشته شده در شنبه نوزدهم فروردین 1391ساعت 2:28 توسط پیانیست| |

فروغ فرخ زاد گفت: تنها صداست که میماند.ولی من میگویم تنها خداست که میماند...
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 1:32 توسط پیانیست| |


Design By : Night Skin

PageRank